جیپیاس میکرومتری
داخل واکسن ویروس کرونا جیپیاس گذاشتهاند تا ما را ردیابی کنند.


به نظر شما این ادعا درست است؟
حدس بزنید تا بررسی باز شود. حکم را در پایان صفحه میبینید.
رأی خوانندگان
برای این مورد رأیگیری کانال ثبت نشده است؛ آنچه میبینید میانگین ۵۲ موردِ دیگر است.
حکم الک در پایان همین صفحه است.
بررسی
مورد ۶۵
ادعا: داخل واکسن ویروس کرونا جیپیاس گذاشتهاند تا ما را ردیابی کنند
اولاً اگر به مسائل تکنیکی فکر کنیم این ادعا فوراً رد میشود. لابد دقّت کردهاید که استفاده از جیپیاس توان قابل توجهی از باتری موبایل میکشد. پس خیلی ساده میتوان پرسید که انرژی آن جیپیاس میکرومتری که حتی با چشم هم دیده نمیشود چگونه تأمین میگردد. امّا از اینها و انواعی دیگر از دلایل که بگذریم، رابطهای جالب بین جهالت به کار رفته در «مستعان ۱۱۰» و این ادعا وجود دارد که در زیر به صورت خلاصه و کمی بیدقّت میآید.
به طور خلاصه: ابعاد کوچک جیپیاس خیالی توان تابش امواج بلند رادیویی لازم برای ماهوارهٔ جیپیاس را ندارد.
طنابی را تصور کنید که دو سرش به دو دیوار مقابلِ هم محکم میخ شده است. طناب را کشیده فرض کنید، نه آویزان. سادهترین حرکتی که میتوان در طناب به وجود آورد این است که وسط طناب را کمی بکشیم و رها کنیم. آنوقت کل طناب تکان میخورد و انگار یک شکم در طناب تشکیل میشود که بالا و پایین میرود. البته همهٔ نقاط طناب تکان نمیخورند. دو نقطه هنوز ثابت خواهند ماند که همان دو سر میخشدهٔ طنابند. اگر طول طناب را تغییر دهیم (امّا کشش طناب را همانقدر که بود نگه داریم) هنوز هم شکمی به اندازهٔ طول طناب تشکیل میگردد، امّا فرقش این است که ایندفعه شکم با نوسان متفاوتی بالا و پایین میشود. اگر طول را زیاد کنیم نوسان بالاوپایین شدنها کم میشود و برعکس. (دلیلش این است که همان موجی که قبلاً طول طناب کوتاهتر را طی میکرد، اکنون باید مسیر طولانیتر را بپیماید که خب بیشتر طول میکشد.)
حالا فرض کنید به جای طناب یک سیم رسانای جریان برق داریم. فرض کنید دو سر سیم به هیج جای رسانای دیگر وصل نباشد. این مثل میخ کردن طناب میماند. چرا؟ چون در طناب، آنجایی که میخ شده بود «حرکت طناب» صفر بود و در سیم برق، جایی که سیم برق خاتمه پیدا میکند «جریان برق» نمیتواند وجود داشته باشد و صفر است. پس الان یک سیم داریم که جریان در دو سرش حتماً صفر است، امّا در وسط آن جریان میتواند وجود داشته باشد! طبیعتاً چنین جریانی نمیتواند حالتی پایدار داشته باشد، چرا که اگر مثلاً جریان به سمت چپ باشد، بعد از مدّتی مقدار زیادی بار مثبت سمت چپ و همان مقدار بار منفی باید در سر راست سیم تلنبار شده باشد. یا این بارها باید جریان را متوقف کنند یا اینکه لابد اینقدر تلبار میشوند تا همه چیز از هم بپاشد! پس اگر جریانی قرار است در سیم تشکیل شود باید «متناوب» باشد. یعنی گاهی به سمت چپ و گاهی به سمت راست. مثل شکم طناب که بالا و پایین میشد، این جریان هم باید پشتِسرِهم چپ و راست شود. طول شکمِ حرکت نوسانی (یا موجی) که داخل طناب ایجاد میشد به اندازهٔ خود طناب بود؛ در اینجا هم طول «شکمِ» جریان نوسانی (یا موجی) که داخل سیم تشکیل میشود به اندازهٔ طول سیم است.
برگردیم به طناب. تصور کنید که عمود به طناب اوّل، طناب دیگری دقیقاً عین طناب اوّل نصب میکنیم، به طوری که وسط طنابها روی هم بیافتند. همه چیز دو طناب مانند هم است، حتی کشش آنها. این باعث میشود که وقتی وسط طنابها را پایین میکشیم هر دو طنابْ هماهنگ با همدگیر نوسان میکنند و شکم یکی مزاحم شکم دیگری نمیشود و جلوی حرکتش را نمیگیرد. حالا فرض کنیم همانطور که همهٔ خواص طنابها را یکسان نگه داشتیم، فقط طول طناب دومی را کمی بیشتر میکنیم. این تغییر باعث میشود نوسان طناب دوم کم شود و عاقبت حرکت شکم طناب دوم جلوی حرکت شکم طناب اول را میگیرد. پس اگر میخواهیم موجهای داخل طنابها سر سازگاری با همدگیر داشته باشند، طولها باید با هم برابر باشند. برای استدلال بالا نیاز نبود طنابها حتماً به هم عمود باشند. میتوانستند زاویهٔ متفاوتی داشته باشند. حتی اگر موازی بودند و با هم تماس داشتند نیز همهٔ حرفهای بالا صادق میبود. حتی اگر از هم فاصله داشتند و چیزی بینشان وجود داشت که حرکت طنابها را به یکدیگر منتقل میکرد هم حرفهای بالا صادق میماند. مثلاً اگر دو طناب موازی باشند و از هم فاصله داشته باشند و وسطهای آنها را با طناب سومی به هم وصل کنیم باز هم وضعیت همان است. حالا اگر سرعت موج در هر سه طناب یکسان باشد، آنگاه طول شکمهایی که در طناب سوم تشکیل میشود با دو طناب دیگر برابر خواهد بود.
همهٔ این حرفها را میتوان در تصویر متناظر، یعنی سیم و جریان الکتریکی هم زد. تصور کنید دو سیم به صورت موازی داریم که آنها را با فاصله از هم قرار دادهایم و همانطور که قبلاً هم گفتیم قرار است در آنها جریان الکتریکی متناوب تشکیل شود. نقش طناب سوم (یعنی طناب واسطه) را چه چیزی بازی میکند؟ امواج الکترومغناطیس. لابد در آهنرباهای برقی (همان سیمپیچ) دیدهاید که با جریان الکتریکی میتوان میدان مغناطیسی درست کند. جریان متناوب میدان مغناطیسی متناوب درست میکند و همچنین از این تناوب میدان الکتریکی متناوب هم حاصل میشود. میدانهای مغناطیسی و الکتریکی با سرعت نور منتشر میشوند و پس میبینیم که در واقع جریان متناوبْ موج الکترومغناطیسی یا همان نور درست میکند. اگر فرکانس این نور در بازهٔ امواج رادیویی باشد به آن میگویند موج رادیویی. از طرفی همین موج رادیویی (که میدان الکتریکی و مغناطیسی متناوب است) وقتی به سیم دیگری میرسد، الکترونهای داخل سیم را به حرکت درمیآورد و حاصل آن میشود جریان متناوب الکتریکی در سیم دیگر. پس الان باید مشخص باشد که دو سیم موازی ما در واقع یک آنتن و یک دریافتکننده را به تصویر میکشند. پس حالا بنابر بحث بالا به این نتیجه میرسیم: برای تابش و یا دریافت موجی رادیویی با طول شکم L، باید سیمی حداقل در حدود طول L داشته باشیم. راستش نصف L هم کافی است. (اگر میخواهید بدانید چرا، در تصویرِ طناب حالتی را تصور کنید که یک سر طناب میخ شده ولی سر دیگرش آزاد است که بالاوپایین شود. اینگونه نصف شکم هم در طناب میتواند تشکیل شود.)
طول شکمِ امواج رادوییِ جیپیاس حدود ۱۰سانتیمتر است. پس برای مخابرهٔ این امواج به آنتی حداقل حدود ۵سانتیمتر نیاز داریم. پس حداقل چیزی که برای ادعای مورد نظر نیاز است، این است که از طریق آن واکسنها، ۵سانتیمتر آنتن به شما تزریق کنند. قضاوت با شما!
این از جیپیاس میکرومتری. ربطش با «مستعان ۱۱۰» چه بود؟ خب اگر یادتان بیاید این دستگاه قرار بود ویروس کرونا را از میان بازار شلوغ بقیهٔ سلولها و دیگر ویروسها و غیره تشخیص دهد. بشقاب «مستعان ۱۱۰» که فقط یک بشقاب بود و حتی دریافتکننده هم نداشت که امواج بازتاب شده از بشقاب را دریافت کند (که با رجوع به پشتبام خانهها الزام وجودش مشخص میگردد) امّا از آن گذشته، آنتنی در ابعاد انسانی بود و قرار بود با شاخکهای نانومتری ویروس امواج الکترومغناطیسی مبادله کند!
حکم الک